بداند اين تخصيص چگونه صورت گرفته است. پيداست كه سدهٴ چهاردهم (يا هر عصر ديگري)، را نميتوان دقيقاً از رشتهٴ زمان جدا كرد. يك چنين تفكيكي، هرقدر هم لازم باشد، هميشه تصنعي است. مثلاً، برخي دانشمندان در سدهٴ سيزدهم، زاده شدهاند، ولي در سدهٴ چهاردهم، درگذشتند؛ ديگران در سدهٴ چهاردهم، به دنيا آمدند و در سدهٴ پانزدهم، درگذشتند. از برخي افراد گروه نخست، در مجلد دوم بحث شده بود و كافي است خواننده را به آن يادداشتهاي پيشين ارجاع دهيم. ديگران در مجلد دوم ذكر نشدهاند، چون فعاليت اصليشان در سدهٴ چهاردهم، صورت گرفته است، جاي مناسب آنان در مجلد سوم بوده است و خواننده آنها را در آنجا خواهد يافت. در مورد دانشمنداني كه در هر دو سدهٴ چهاردهم و پانزدهم زيستهاند، كار مشابهي شده است، جز اين كه در موردهاي مشكوك، موٴلف سدهٴ چهاردهم را، ترجيح داده است، يعني آنان در همين مجلد قرار گرفتهاند؛ چون ميدانست كه قادر به تدوين مجلد بعدي نيست. به خاطر پيروي از يك روش بينابيني، برخي دانشمندان سدهٴ پانزدهم، در فصلهاي اختصاصي ذكر نشدهاند، بلكه تنها در فصلهاي مقدماتي (اول يا پانزدهم) يادداشت كوتاهي به آنان اختصاص يافته است.
مشكل مقطعهاي زماني پيوسته به صورتهاي ظريفي نمايان ميشود. براي توصيف تفكر در سدهٴ چهاردهم، كافي نيست از موٴلفان سدهٴ چهاردهم گفتگو شود؛ بلكه بايد از بسياري از موٴلفان پيشين گفتگو شود كه افكارشان در سدهٴ چهاردهم، هنوز زنده بود. قبلاً، ذكر شد با اين كه ارشميدس در سال 212 ق م كشته شد، روح او امروز هم زنده است. در واقع اين روح معين در سدهٴ چهاردهم، چندان نمايان نبود، و روح قديميترها، از قبيل بقراط، افلاطون، ارسطو، اقليدس قدرت ميگرفت. مردم در سدههاي ميانه، ذهن گاهشناختي نداشتند؛ آنان از بقراط و ارسطو طوري سخن ميگفتند كه از معاصران خودشان و از اين جنبه، آن فرزانگان كهن معاصر آنان بودند.
مقايسهٴ اوليه با باستانشناسي اينك، ممكن است پرورده شده باشد. ديرينشناس ظهور گياهان و جانوران تازه را در سطوح مختلف تأييد ميكند، ولي اين عموماً بدان معني نيست كه جانداران پديد آمده در سطوح زيرين ناپديد ميشوند. جانداران قديم و جديد ميتوانند همزيستي كنند و اغلب ميكنند. به همين ترتيب، در هر سدهاي، دانشمندان و محققان تازهاي ظهور ميكنند، ولي برخي دانشمندان قبلي هم ميمانند، يا به هر حال همچون وقتي كه زندهاند، عمل ميكنند. اين يك نوزايي به مفهوم واقعي است. موٴلفان زندهٴ هر سده، از ميان موٴلفان آن زمان و زمانهاي پيشين1 برگزيده شدهاند؛ زندهترينشان يعني معروفترينشان، آنها كه بيشترين